جامی › عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۷ - عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام دل جهانیش در پی آن به که در همه چشم ها خود را نغز نماید و به همه دل ها نیکو درآید در نغز کاری پیشوایی باشد و در نیکوکرداری راهنمایی
اهل عالم نه پیرو خردند / بلکه بر دین پادشاه خودند
همه آیین شاه خود گیرند / همه بر دین شاه خود میرند
ای مباهی به دولت شاهی / وز قوانین مملکت آگاهی
روی در قبله نجات آور / پی به سر چشمه حیات آور
آنچنان زی که زیستن شاید / هر که آنسان زید بیاساید
مپسند آنچه شرع نپسندد / مگشای آن دری که او بندد
هر چه جز شرع و دین به هم بر زن / دست در دامن پیمبر زن
راست است او خوش آنکه راست شوی / وآوری رو به راه راستروی
همچو او شاه راستان گردی / در همین شیوه داستان گردی
کجروان روی در ره تو نهند / وز کجی همچو راستان برهند