جامی › در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه
شاه باید که چشم باز بود / بر بد و نیک سرفراز بود
چشم او باز باشد از چپ و راست / تا ز عالم برون برد کم و کاست
هر که بیند که او نه راسترو است / دل و جانش به کجروی گرو است
همچو تیر کجش بیندازد / کیش خود را ازو بپردازد
نه که همچون کمان کشد سوی خویش / سازدش جایگه به پهلوی خویش
باید او را دلی ز حلم چو کوه / کش نگیرد ز دادخواه ستوه
دادخواهی اگر ز تنگدلی / نسبت او کند به سنگدلی
نشود از حدیث او بی سنگ / وز جفا گوییش بلند آهنگ
ور جهد از زبان او شرری / که چو آتش کند در او اثری
گو درون را چو آب صافی کن / وآتشش را به آن تلافی کن
ور نریزد بر آتش او آب / زان افتد روز حشر در تب و تاب