جامی › حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوز| ” میراثدار ادب پارسی “
بخش ۲۷ - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شست
خواست تا آفتابه زر خویش / به بر او فرستد از بر خویش
باز گفتا مبادا گرداند / کش چنان دیدم و خجل ماند
بر فقیران گرد خود یکسر / کرد قسمت چل آفتابه زر
پیرزن گشت بهره مند از وی / کس نبرده به قصه او پی
کرد نوشیروان شه عادل / نیمروزی به بام خود منزل
دید بر پشت بام همسایه / پیر زالی فقیر و بی مایه
قامت کوژ و کوزه ای در دست / چون وی از روزگار دیده شکست
نه ورا نایژه نه دسته به جای / نه تهی کایستد به آن بر پای
خواست تا حیله ای برانگیزد / کآب از آنجا به روی خود ریزد
کوزه زان حیله ها که می انگیخت / می فتاد آب بر زمین می ریخت
چشم نوشیروان چو آن را دید / از مژه اشک مرحمت بارید
گفت بر خود که وای بر ما باد / خشم خلق و خدای بر ما باد
که به پهلوی ما فقیری را / عمر بگذشته گنده پیری را
نبود کوزه ای به دست درست / که به آن روی خود تواند شست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.