انوری › ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه ه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شمارهٔ ۸۹ - ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه هنگام عیادت او گفته و در هر بیت‌التزام لفظ دندان نموده است
ای به دندان دولت آمده خوش / درد دندانت هیچ بهتر هست
دارد از غصه آسمان دندان / بر که بر نفس همتت پیوست
زانکه هرگز به هیچ دندان مزد / بر سر خوان آسمان ننشست
تیز دندانی حرارت می / درد دندانت چون به خیره بخست
باز بنمود آسمان دندان / تا الم باز پس کشیدی دست
سر دندان سپید کرد قضا / گفتش ای جور خوی عشوه‌پرست
آب دندان حریفی آوردی / کوش تا رایگان توانی جست
از چنین صید برمکش دندان / مرغ چربست و آشیانی پست
من نگویم که جامه در دندان / زانتقامش به جان بخواهی رست
خیز و دندان‌کنان به خدمت شو / آسمان دیرتر میان دربست
گفت هم عشوه پشت دست بزد / دو سه دندان آسمان بشکست