جامی › حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالا| ” میراثدار ادب پارسی “
بخش ۱۲ - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم
دید مجنون را یکی صحرا نورد / در میان بادیه بنشسته فرد
ساخته بر ریگ ز انگشتان قلم / می زند حرفی به دست خود رقم
گفت ای مفتون شیدا چیست این / می نویسی نامه سوی کیست این
هر چه خواهی در سوادش رنج برد / تیغ صرصر خواهدش حالی سترد
کی به لوح ریگ باقی ماندش / تا کسی دیگر پس از تو خواندش
گفت شرح حسن لیلی می دهم / خاطر خود را تسلی می دهم
می نویسم نامش اول وز قفا / می نگارم نامه عشق و وفا
نیست جز نامی ازو در دست من / زان بلندی یافت قدر پست من
ناچشیده جرعه ای از جام او / عشقبازی می کنم با نام او
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.