جامی › حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و ر| ” میراثدار ادب پارسی “
بخش ۱۸ - حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بی شایبه تبدیل و تغییر
رفت پیش آن معبر ساده ای / از ره عقل و خرد افتاده ای
گفت دیدم صبحدم خود را به خواب / در دهی سرگشته ویران و خراب
هر کجا از دور دیدم خانه ای / بود بی دیوار و در ویرانه ای
چون نهادم در یکی ویرانه پای / کرد پای من درون گنج جای
آن معبر گفت با مسکین به طنز / کای گرانمایه به گنج کنت کنز
آهنین نعلینی اندر پا فکن / سنگ خارا بر شکاف و کوه کن
هر زمان می کش به یک ویرانه رخت / پای خود را بر زمین می کوب سخت
هر کجا پایت خورد غوطه به خاک / کن به ناخن های دست آن را مغاک
چون دهی آن خاک را زینسان شکست / شک ندارم کافتدت گنجی به دست
چون به صدق اعتقاد آن ساده مرد / رفت و بر قول معبر کار کرد
شد فرو در جست و جو نابرده رنج / در نخستین گام پای او به گنج
صدق می باید به هر کاری که هست / تا فتد دامان مقصودت به دست
گر فتد در صدقت اندک تاب و پیچ / جست و جوی تو همه هیچ است هیچ
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.