جامی › ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن باب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون به تدبیر حکیم نامدار / یافت گیتی بر شه یونان قرار
سر به سر گیتی مسخر ساختش / ثانی اثنین سکندر ساختش
یک نگین وار از همه روی زمین / خارجش نگذاشت از زیر نگین
شه شبی در حال خویش اندیشه کرد / شیوه نعمت شناسی پیشه کرد
خلعت اقبال بر خود چست یافت / هر چه از اسباب دولت جست یافت
غیر فرزندی که در عز و شرف / از پس رفتن بود او را خلف
در ضمیر شه چو این اندیشه خاست / گفت با دانای حکمت پیشه راست
گفت ای دستور شاهی پیشه ات / آفرین بادا بر این اندیشه ات
هیچ نعمت بهتر از فرزند نیست / جز به جان فرزند را پیوند نیست
حاصل از فرزند گردد کام مرد / زنده از فرزند ماند نام مرد
چشم تو تا زنده ای روشن به اوست / خاک تو چون مرده ای گلشن به اوست
دستت او گیرد اگر افتی ز پای / پایت او باشد اگر مانی به جای
پشت تو از پشتیش گردد قوی / عمرت از دیدار او یابد نوی
اوست بران در صف هیجا چو تیغ / تیرباران بر سر اعدا چو میغ
چون به همکاران شود دشمن شکن / او به جان کوشش کند ایشان به تن
دشمنت را شیوه از وی شیون است / خاصه گویی بهر قهر دشمن است