جامی › در مذمت فرزند ناخلف| ” میراث‌دار ادب پارسی “

اینکه گفتم حال فرزند نکوست / کش به اصل خویش پیوند نکوست
آن که باشد بد سگال و بد سرشت / در سرشت او هزاران خوی زشت
به بود کز سلک دوران داریش / پیش گیری شیوه بیزاریش
نوح را فرزند چون نااهل بود / فطرت او بر غرور و جهل بود
داغ بر وی لیس من اهلک کشید / روی بیرون رفتن از طوفان ندید
چون نباشد حال هر فرزند نیک / از خدا می کن طلب فرزند لیک
آنچنان فرزند کآخر در دعا / مرگ او جستن نباید از خدا