جامی › مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از شه یونان حکیم تیزهوش / کرد چون افسانه فرزند گوش
گفت شاها هر که او شهوت نراند / در غم محرومی از فرزند ماند
چشم عقل و علم کور از شهوت است / دیو پیش دیده حور از شهوت است
هر کجا غوغای شهوت کرد زور / می برد از دل خرد از دیده نور
سیل شهوت هر کجا طوفان کند / خانه اقبال را ویران کند
راه شهوت پر گل و لای بلاست / هر که افتاد اندرین گل برنخاست
هر که یک جرعه می شهوت چشید / تا ابد روی خلاصی را ندید
زان می اندک به حرمت خوار شد / کاندکش مستدعی بسیار شد
از می اندک چو یک جرعه چشی / در مذاق تو نشنید زان خوشی
آن خوشی در بینی ات گردد مهار / در کشاکش داردت لیل و نهار
تا نبازی جان به راه نیستی / نبودت ممکن کزان باز ایستی