انوری › در مطایبه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در جهان چندان که گویی بی‌شمار / نیستی و محنت و ادبیر هست
وز فلک چندان که خواهی بی‌قیاس / نفرت آهو و خشم شیر هست
گر ز بالای سپهر آگه نه‌ای / زین قیاسش کن که اندر زیر هست
دورها بگذشت بر خوان نیاز / کافرم گر جز قناعت سیر هست
نام آسایش همی بردم شبی / چرخ گفتا زین تمنی دیر هست
گفتمش چون گفت آن اندر گذشت / گر کنون رغبت نمایی ... هست