جامی › صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگران| ” میراثدار ادب پارسی “
چون تن از خواب سحر آسودیش / بامدادان عزم میدان بودیش
صبحدم چون شاه این نیلی تتق / بارگی راندی به میدان افق
شه سلامان نیز مست و نیمخواب / پای کردی سوی میدان در رکاب
با گروهی از نژاد خسروان / خردسال و تازه روی و نوجوان
هر یکی در خیل خوبان سروری / آفت ملکی بلای کشوری
صولجان بر کف به میدان تاختی / گوی زرکش در میان انداختی
یک به یک چوگان زنان جویان حال / گرد یک مه حلقه کرده صد هلال
گر چه بودی زخم چوگان از همه / بود چابکتر سلامان از همه
گوی بردی از همه با صد شتاب / گوی مه بود و سلامان آفتاب
با هلالی صولجان دنبال ماه / حال گویان می شدی تا حالگاه
گوی اگر صدبار از آنجا باز پس / آمدی هر بار حال این بود و بس
آری آن کس را که دولت یار شد / وز نهال بخت برخودار شد
هیچ چوگان زیر این چرخ کبود / گوی نتواند ز میدانش ربود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.