جامی › حکایت پیر روستایی با پسر| ” میراثدار ادب پارسی “
ساده مردی شد مسافر با پسر / هر دو را بر یک خرک بار سفر
بود پای از محنت ره ریششان / بر سر آن کوهی آمد پیششان
کوهی از بالا بلندی پر شکوه / موج زن دریایی اندر پای کوه
بر سر آن کوه راهی نیک تنگ / کز عبورش بود پای وهم لنگ
هیچ کس زانجا نیارستی گذار / تا نکردی از شکم پا همچو مار
هر چه افتادی ازان باریک راه / قعر دریا بودیش آرامگاه
ناگهان شد آن خرک زانجا خطا / زد پسر بانگ از قفایش کای خدا
شد خرم زین ره خطا نگذاریش / هر کجا باشد سلامت داریش
پیر گفتا بانگ کم زن ای پسر / کاختیار از دست او هم شد بدر
گر تو حکم راست خواهی خیز راست / اختیار اینجا گمان بردن خطاست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.