جامی › حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیست| ” میراثدار ادب پارسی “
خورده دانی گفت با وامق به راز / کای ز داغ عشق عذرا در گداز
می بری عمری به سر در جست و جوی / چیست مقصودت ز جست و جو بگوی
گفت مقصود آنکه با عذرا به هم / روی خویش اندر یکی صحرا نهم
در میان بادیه گیرم وطن / بر سر یک چشمه باشم خیمه زن
دوست زانجا دور و دشمن نیز هم / جان ز خلق آسوده و تن نیز هم
گر روم هر سو دو صد فرسنگ بیش / نایدم از آدمی دیار پیش
دیده گردد مو به مو اعضای من / قبله رویم شود عذرای من
با هزاران دیده رو سویش کنم / تا ابد نظاره رویش کنم
بلکه از نظاره هم یکسو شوم / وز دویی آزاد گردم او شوم
تا دویی باقی بود دوری بود / جان اسیر داغ مهجوری بود
چون نهد عاشق به کوی وصل گام / جز یکی می در نگنجد والسلام
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.