جامی › در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت است| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هست شرط پادشاهی چار چیز / حکمت و عفت شجاعت جود نیز
نیست حکمت کز پی نفس لئیم / سخره حکم زنی گردد کریم
نیست از عفت که مرد هوشمند / دامن آلاید به یاری ناپسند
از شجاعت نیست کش سازد زبون / قحبه ای از ربقه مردی برون
نیست از جود آنکه نتواند گذشت / زانچه گرد آن جز از خست نگشت
هر که با این چار خصلت یار نیست / از عروس ملک برخوردار نیست
آنچه در هر چار ازو افتد خلل / در دل خود کی دهد شاهش محل
حرف حکمت را بر این کردم تمام / وانچه می بایست گفتم والسلام