انوری › شمارهٔ ۹۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بوطیب آنکه سرد و جفا گفت مر مرا / بگذاشتم که مرد سفیهست و عقربی است
ور زانکه از سفه به همه عمر در جهان / دشنام من دهد چه کنم گرچه مصعبی است
از حرمت علیکم او تا به قد سلف / هرچ از تبار اوست پلیدست و روسبی است