انوری › مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی / برجست و بر دوید برو بر به روز بیست
پرسید از چنار که تو چند روزه‌ای / گفتا چنار عمر من افزون‌تر از دویست
گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم / این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست
گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ / کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان / آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست