جامی › مناجات در اشارت به سعادت ذوق و وجدان و علم و عرفان ارباب تصوف و| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۳۰ - مناجات در اشارت به سعادت ذوق و وجدان و علم و عرفان ارباب تصوف و طلب کمال قوت ارادت که مقدمه آن سعادت است
ای صفاتت حجب وحدت ذات / جلوه گر ذات تو ز اسما و صفات
آشکارا به جهان غیر تو کیست / زیر این پرده نهان غیر تو کیست
باطن عالم و ظاهر همه تو / غایب از دیده و حاضر همه تو
فضل تو شامل هر ناکس و کس / همه را روی به سوی تو و بس
جامی از جمله کسان ناکستر / وز همه بازپسان واپستر
می نهد در ره تو روی نیاز / بی نیازش ز همه کار بساز
سر ز هر راه بگردان او را / سر بنه در ره مردان او را
از همه وسوسه ها پاکش کن / در ره اهل طلب خاکش کن
لنگی از پای ارادت ببرش / ده به اقلیم سعادت گذرش
بخشش از حسن ارادت کیشی / بر همه اهل ارادت بیشی