جامی › مناجات در کف تضرع گشادن و قدم رجا در میدان توکل نهادن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای غمت دولت جاوید همه / قرب تو غایت امید همه
به غمت خاطر نومیدان خوش / وز رخت جنت جاویدان خوش
مبتلای من و ماییم هنوز / مانده در خوف و رجاییم هنوز
چون به مایی خود اندر بندیم / به تو بی فضل تو چون پیوندیم
بین گرفتاری و رسوایی ما / برهان ما را از مایی ما
بو که سویت ره و رویی یابیم / وز گلستان تو بویی یابیم
جامی از جان و جهان بگسسته ست / تار امید به لطفت بسته ست
دار پیوندش ازان تار قوی / کن بدل کهنگیش را به نوی
چون شود عقد امیدش محکم / عقده شک ز دلش گردد کم
ساز از سر یقین آگاهش / ده به میدان توکل راهش