جامی › مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای دو عالم همه اجزا و تو کل / خار صحرای توکل ز تو گل
جزو را معرفت کل تو دهی / توشه راه توکل تو دهی
خاصگان را تو شوی راهنمون / سوی روزی ز سببها بیرون
گه پی تشنه لب پر تب و تاب / چشمه آب برآری ز سراب
گاه بر گرسنه از بی بر شاخ / ریزی از بهر غذا میوه فراخ
مرد ره را جگر شیر دهی / بار او بر کتف شیر نهی
چون شود بر کتف شیر سوار / تازیانه دهیش از دم مار
جان جامی که درین گرداب است / مرکز دایره اسباب است
ده به گلزار توکل راهش / ساز ازان روضه تماشاگاهش
غنچه آن چو شود نافه گشا / به مشامش برسان بوی رضا