جامی › مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای رضا بخش ریاضت کیشان / رایض طبع رضا اندیشان
قبله همت کارآگاهان / قاضی حاجت حاجت خواهان
دل راضی به قضایت طلبیم / روضه حسن رضایت طلبیم
بی رضای تو گل باغ نعیم / هست بر سینه ما داغ جحیم
از سخط لاله این باغ مکن / باغ را بر دل ما داغ مکن
باغ ما شیفته شبنم توست / داغ ما سوخته مرهم توست
شبنم جود بدین باغ فرست / مرهم لطف بدین داغ فرست
بنده جامی که طلبگار رضاست / مانده در کشمکش خوف و رجاست
دامن از خوف و رجایش نفشان / بر سر خوان رضایش بنشان
بنهش جام محبت بر دست / سازش از نشوه آن بیهش و مست