جامی › مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای فروزان ز تو کاشانه چرخ / پر می عشق تو خمخانه چرخ
ما درین خمکده مستان توییم / دست بر فرق ز دستان توییم
یافتیم از تو چو پیمانه شکست / دست ما گیر که رفتیم ز دست
گر چه در قید سیاهیم و سفید / از تو بی قیدیی داریم امید
به که از ما برهانی ما را / دامن از ما بفشانی ما را
دل جامی که به عشقت گرو است / ناقه کوشش او کندرو است
پای دل مانده به گل مپسندش / از دو عالم بگسل پیوندش
رو به ره دار ز آوارگیش / کندپایی ببر از بارگیش
زاد راه از کرم خویش دهش / شادمانی به غم خویش دهش
محمل عشق مقامش گردان / ربقه شوق زمامش گردان