جامی › مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای غمت مایه ده شادی ما / بر درت بندگی آزادی ما
بنده خاص تو را نیست پسند / بر دل از بندگی غیر تو بند
فارغ است از دو جهان در دو جهان / نه عیان بسته چیزی نه نهان
جا گرفته به سر خشک زمین / گشته در کوی فنا خاک نشین
نشده خاطر او بند به هیچ / نه دلش یافته پیوند به هیچ
تافته روی ز روی همه کس / روی در روی تو آورده و بس
جامی از بندگی خویش ملول / دارد از خواجگیت چشم قبول
بر درت عز قبولیش بده / در رهت اذن دخولیش بده
بر وی افشان ز ره خود گردی / بر دلش نه ز غم خود دردی
افکن از منزل بی دردانش / رخت در کوی جوانمردانش