انوری › در مذمت سواری| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تو مرا گر پیاده‌ام منکوه / که مرا از پیادگی گله نیست
جنبش آسمان به نفس خودست / پای‌بند طویله و گله نیست
در سواری تو لاف فخر مزن / که ترا جای لاف و مشغله نیست
تو چو کوهی و در مفاصل کوه / حرکت جز به سعی زلزله نیست