جامی › مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مدارا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای وجود همه پیش تو عدم / چرخ را پشت تواضع ز تو خم
با همه رفعت خود عرش برین / بر درت روی مذلت به زمین
هر که خود را به رهت خوار افکند / کنگر عزت خود ساخت بلند
همه را عزت و خواری از توست / مکنت کارگزاری از توست
ما به خونخواری خواریت خوشیم / از کسان منت عزت نکشیم
عزتی کان نه ز تو خواری ماست / خواریی کز تو سبکباری ماست
جامی از عزت و خواری رسته / کمر شکرگزاری بسته
کز تواضع چو سر افراختیش / سایه بر کبر نینداختیش
نیستش چون به سر از کبر کلاه / دارش از خاصیت کبر نگاه
به کف خشم عنان مسپارش / روی در حلم و مدارا دارش