جامی › حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودند| ” میراثدار ادب پارسی “
عارفی طوف کنان رفت به باغ / دید در باغ حمامی با زاغ
با هم از حکم دو جنسی رسته / چون دو همنجس به هم پیوسته
عارف آن حال عجب را چون دید / به تعجب سر انگشت گزید
که دو ناجنس به هم چون گستاخ / میوه چین آمده اند از یک شاخ
ناگهان دید که از شاخ بلند / برگشادند سوی خاک نژند
آب جویان به تک و پوی شدند / لنگ لنگان به لب جوی شدند
دید کانبازیشان در لنگی / می دهد خاصیت یکرنگی
زاغرا ور نه چه نسبت به حمام / که گزینند به یک شاخ مقام
بس دو خویش به نسب همخانه / که نشینند ز هم بیگانه
آشنایی نه به قرب نسب است / قرب ارباب ادب از ادب است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.