جامی › مناجات در تقریب سماع| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای دل و دیده صاحبنظران / از خیالت به جمال دگران
روی در روی تو باشد همه را / چشم دل سوی تو باشد همه را
همه جا پرتو رویت نگرند / پا ز سر کرده به سویت گذرند
به هوای تو نشینند به هم / به تمنای تو بینند به هم
هر نوایی که به جایی شنوند / که ازان بوی وفایی شنوند
پای تا سر همگی گوش شوند / با غمت دست در آغوش شوند
آستین بر سر جان افشانند / دامن از میل جهان افشانند
بنده جامی نه ازان انجمن است / لیک در دامنشان دستزن است
مگسل دست وی از دامنشان / خوشه چینی دهش از خرمنشان
از نم زرق و ریا پاکش کن / در ره صدق و صفا خاکش کن