جامی › مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای به راه طلبت سعی کسی / خالی از ترک هوس ها هوسی
آه ازین هیچ کسی ها که ز ماست / بهر این بوالهوسی ها که ز ماست
جان درین هیچ کسی چند کنیم / در هر بوالهوسی چند زنیم
نیست در هیچ هوس بوی بهی / دل ما را ز هوس ساز تهی
بلکه آن را به هوا ساز بدل / به هوایی که بود عشق ازل
نه هوایی که بود میل به مال / یا به نیل شرف جاه و جلال
عمر جامی که متاعیست شگرف / در هواها و هوس ها شده صرف
گر ازان عاریه چیزی مانده ست / یا ازان گنج پشیزی مانده ست
قوتش ده که هوای تو کند / صرف آن بهر رضای تو کند
از رضایت چو بباید نظری / برساند به کسان زان اثری