جامی › مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای ز تو اهل نظر تیز بصر / کارت از قاعده عدل بدر
غایت کار تو نتوان دانست / کنه اسرار تو نتوان دانست
بس که پختیم درین نکته هوس / اینقدر شد ز تو دانسته و بس
کانچه آید ز درت در همه باب / عین حکمت بود و محض صواب
وجه آن لیک معین نشود / جز به تعیین تو روشن نشود
پایه تیره دلان پست ز توست / هر کجا روشنیی هست ز توست
روشنی بخش دل جامی را / گل نشان آب و گل جامی را
زان دلش شمع منور گردان / زین دمش غالیه پرور گردان
تا ازان نور هدایت ریزد / یا ازین عطر عنایت بیزد
بر حریفان پسندیده خویش / خاصه بر مردمک دیده خویش