بخش ۷ - جواب از این سؤال که چون دعای مظلوم مستجاب است چرا دعای اکثر مظلومان از اجابت در حجاب است
شنیدم که این نکته را ساده ای / بپرسید روزی ز آزاده ای
که بسیار مظلوم را دیده ایم / فراوان دعاهاش بشنیده ایم
یکی خصم را بسته غم نکرد / سر مویی از فرق او کم نکرد
بگفت آن که سنگ از دمش موم نیست / اگر زیر تیغ است مظلوم نیست
ستمکش اگر نی ستمگر بود / قبول دعایش مقرر بود
وگر شغل او هم ستم پیشگیست / دعای وی از کوته اندیشگیست
چو باشد دلش را سوی ظلم رو / نیاید دعایش فرو جز به رو
درین ظلمت آباد پر گفت و گوی / بسی ظالمانند مظلوم روی
غلام از ستم چوب بر خر شکست / به پاداش آن خواجه اش سر شکست
زد انبان آن بیوه را رخنه موش / برآورد گربه ز جانش خروش
بر آن مور گنجشک هم زور کرد / ازو دیگری معده معمور کرد
نیابد امان دیگری نیز هم / ز چیزی شود پست و ناچیز هم
همی رو چنین تا رسد سلسله / به جایی کز آنجا نشاید گله
از آنجا همه عدل مطلق بود / حق محض و خیر محقق بود
چو آنجا رسیدی خموشی به است / ز هر گفت و گو تیز هوشی به است
بیا ساقیا برگ عشرت بساز / مکن در به روی حریفان فراز
که از دولت شه نه کاووس و کی / بگیریم جام و بنوشیم می
بیا مطربا مرحبایی بزن / دعایی بگوی و نوایی بزن
که طبع شه از هر غم آزاد باد / به عدلش همه عالم آباد باد