انوری › در مدح صاحب ناصرالدین طاهر| ” میراث‌دار ادب پارسی “

صاحبا رای رفیعت که به معیار خرد / هست پیوسته چو میزان فلک حادثه‌سنج
پیش شطرنجی تدبیر چو بر نطع امور / از پی نظم جهان کرد بساط شطرنج
چرخ را اسب و رخی طرح کند در تدبیر / فتنه را بر در شه مات نشاند بی‌رنج
باز چون دست به شطرنج تفرج یازی / ای ز دست تو طمع رقص‌کنان بر سر گنج
شاه شطرنج که در وقت ضرورت ستده است / بارها خانهٔ فرزین و پیاده به سپنج
چون ببیند که ترا دست بود بر سر او / هم در آن معرکه با پیل کند نوبت پنج