جامی › در تحقیق معنی اختیار و جبر| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آن بود اختیار در هر کار / که بود فاعل اندر آن مختار
معنی اختیار فاعل چیست؟ / آنکه فاعل چو فعل را نگریست،
ایزد اندر دلش به فضل و رشاد / درک خیریت وجود نهاد
یعنی آن‌اش به دیده خیر نمود، / کید آن علم از عدم به وجود
منبعث شد از آن ارادت و خواست / کرد ایجاد فعل، بی کم و کاست
درک خیریت، اختیار بود / و آن به تعلیم کردگار بود
هر چه این علم و خواست، شد سبب‌اش / اختیاری نهد خرد لقب‌اش
وآنچه باشد بدون این اسباب / اضطراری‌ست نام آن، دریاب!
باشد از اختیار قدرت دور / فاعل آن بود بر آن مجبور
هر که در فعل خود بود مختار / فعل او دور باشد از اجبار
گرچه از جبر، فعل او دورست / اندر آن اختیار مجبورست
ورچه بی‌اختیار کارش نیست / اختیار اندر اختیارش نیست