جامی › رسیدن معتمر بعد از چندگاه بر سر قبر ایشان| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بعد شش سال، معتمر، یا هفت / به سر روضهٔ نبی می‌رفت
راه عمدا بر آن دیار افگند / بر سر قبرشان گذار افگند
دید بر خاک آن دو انده‌مند / سر کشیده یکی درخت بلند
چون به عبرت نگاه کرد در آن / دید خط‌های سرخ و زرد بر آن
بود زردی ز رویشان اثری / سرخی از چشم خونفشان خبری
با کسی گفت ز آن زمین بشگفت: / «چه درخت‌ست این» به حیرت ؟ گفت
که: «درختی‌ست این سرشتهٔ عشق / رسته از تربت دو کشتهٔ عشق
بلکه بر خاک آن دو تن علمی‌ست / بر وی از شرح حالشان رقمی‌ست
ز اهل دل هر که آن رقم خواند، / حال آن کشتگان غم داند»
جانشان غرق فیض رحمت باد! / کس چو ایشان ازین جهان مرواد!