جامی › در ختم دفتر دوم سلسله الذهب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بود در دل چنان، که این دفتر / نبود از نصف اولین کمتر
لیک خامه از جنبش پیوست / چون بدین جا رسید سر بشکست
چرخ اگر باز بگذرد ز ستیز / سازدم گزلک عزیمت تیز،
دهم از سر، تراش آن خامه / برسانم به مقطع، این نامه
ورنه آن را که خاطر صافی‌ست / اینقدر هم که گفته شد کافی‌ست
هم برین حرف، این خجسته کلام / ختم شد، والسلام والاکرام!