جامی › ظاهر شدن آرزوی فرزند بر شاه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون به تدبیر حکیم نامدار / یافت گیتی بر شه یونان قرار
یک نگین‌وار از همه روی زمین / خارجش نگذاشت از زیر نگین
شه شبی در حال خویش اندیشه کرد / شیوهٔ نعمت‌شناسی پیشه کرد
خلعت اقبال بر خود چست یافت / هر چه از اسباب دولت جست، یافت
غیر فرزندی که از عز و شرف / از پس رفتن، بود او را خلف
در ضمیر شه چون این اندیشه خاست / گفت با دانای حکمت‌پیشه، راست
گفت: ای دستور شاهی پیشه‌ات! / آفرین بادا! بر این اندیشه‌ات!
هیچ نعمت بهتر از فرزند نیست / جز به جان فرزند را پیوند نیست
حاصل از فرزند گردد کام مرد / زنده از فرزند ماند نام مرد
چشم تو تا زنده‌ای روشن بدوست / خاک تو چون مرده‌ای، گلشن بدوست
دستت او گیرد، اگر افتی ز پای / پایت او باشد، اگر مانی به جای
پشت تو از پشتی‌اش گردد قوی / عمرت از دیدار او یابد نوی
دشمنت را شیوه از وی شیون است / خاصه، گویی بهر قهر دشمن است