یوسف کنعان چو به مصر آرمید / صیت وی از مصر به کنعان رسید
بود در آن غمکده یک دوستش / پر شدهٔ مغز وفا پوستش
ره به سوی مهر جمالش سپرد / آینهای بهر ره آورد برد
یوسف از او کرد نهانی سؤال / کای شده محرم به حریم وصال!
در طلبم رنج سفر بردهای / زین سفرم تحفه چه آوردهای؟
گفت: «به هر سو نظر انداختم / هیچ متاعی چو تو نشناختم
آینهای بهر تو کردم به دست / پاک ز هر گونه غباری که هست
تا چو به آن دیدهٔ خود واکنی / صورت زیبات تماشا کنی
تحفهای افزون ز لقای تو چیست؟ / گر روی از جای، به جای تو کیست؟
نیست جهان را به صفای تو کس / غافل از این، تیره دلاناند و بس!»
جامی، ازین تیره دلان پیش باش! / صیقلی آینهٔ خویش باش
تا چو بتابی رخ ازین تیرهجای / یوسف غیب تو شود رونمای
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.