جامی › حکایت بیرون کشیدن تیر از پای شاه ولایت علی (ع)| ” میراثدار ادب پارسی “
شیر خدا شاه ولایت علی / صیقلی شرک خفی و جلی
روز احد چون صف هیجا گرفت / تیر مخالف به تنش جا گرفت
غنچهٔ پیکان به گل او نهفت / صد گل راحت ز گل او شکفت
روی عبادت سوی مهراب کرد / پشت به درد سر اصحاب کرد
خنجر الماس چو بفراختند / چاک بر آن چون گلاش انداختند
غرقه به خون غنچهٔ زنگارگون / آمد از آن گلبن احسان برون
گل گل خونش به مصلا چکید / گفت: چو فارغ ز نماز آن بدید
«اینهمه گل چیست ته پای من / ساخته گلزار، مصلای من؟»
صورت حالاش چو نمودند باز / گفت که: «سوگند به دانای راز،
کز الم تیغ ندارم خبر / گرچه ز من نیست خبردار تر
طایر من سد ره نشین شد، چه باک / گر شودم تن چو قفس چاک چاک؟»
جامی، از آلایش تن پاک شو! / در قدم پاکروان خاک شو!
باشد از آن خاک به گردی رسی / گرد شکافی و به مردی رسی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.