جامی › مناجات| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای رهائی ده هر بیهوشی! / مهر بر لب نه هر خاموشی!
به هوای تو سخن کوشی ما / به تمنای تو خاموشی ما
گر تو در حرف نهی لطف شگرف / لجه‌ای ژرف شود چشمهٔ حرف
بعد توست اصل همه تنگی‌ها / قرب تو مایهٔ یکرنگی‌ها
دل جامی که بود تنگ از تو / عندلیبی‌ست خوش آهنگ از تو
بال پروازش ازین تنگی ده! / نکهت‌اش از گل یکرنگی ده!
دوز از تار فنا دلق، او را! / برهان از خود و از خلق، او را!
عیبش از بی‌هنران سازنهان! / وز گمان هنرش باز رهان!
تا ز عیب و هنر خود آزاد / زید اندر کنف فضل تو شاد