انوری › عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده ب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته
ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای / گوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد
آستان ساحت جاه ترا چون برکشید / عقل کل هم پای بر خاکش بدشواری نهاد
فتنه را خواب ضروری دیده از گیتی بدوخت / چون قضا در دیدهٔ بخت تو بیداری نهاد
دی حیات تو نهادستی مرا در تن چنانک / بالله ار در خاک هرگز ابر آذاری نهاد
عذر آن اقدام چون خواهم که خاکش را سپهر / سرمهٔ چشم خداوندی و جباری نهاد
شاد باش ای مصطفی سیرت که خلق شاملت / بی‌تکلف بر تکبر داغ بیزاری نهاد
از شرف در عرض من عرقی نهادستی چنانک / مصطفی در نسل بوایوب انصاری نهاد