انوری › در عذر| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تو آن کریمی کز التفات خاطر تو / نیاز تا به ابد در نعیم و ناز افتد
خرد سزای تو نا معنییی به دست آرد / هزار سال در اندیشهٔ دراز افتد
به بیست بیت مدیح تو در کرم بینی / چنان فتد که به اصلاح آن نیاز افتد
عجب مدار که اندر سرای عالم کون / گهی نشیب فتد کار و گه فراز افتد
ز حرص مدح تو باشد که از درخت سخن / لطیفه‌ای مثلا نیم پخته باز افتد