جامی › شمارهٔ ۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یا من بدا جمالک فی کل ما بدا / بادا هزار جان مقدس تو را فدا
می نالم از جدایی تو دمبدم چو نی / وین طرفه تر که از تو نیم یک نفس جدا
عشق است و بس که در دو جهان جلوه می کند / گاه از لباس شاه و گه از کسوت گدا
یک صورت بر دو گونه همی آیدت به گوش / گاهی ندا همی نهیش نام و گه صدا
برخیز ساقیا ز کرم جرعه ای بریز / بر عاشقان غمزده زان جام غمزدا
زان جام خاص کزخودیم چون دهد خلاص / در دیده شهود نماند به جز خدا
جامی ره هدی به خدا غیر عشق نیست / گفتیم والسلام علی تابع الهدی