عمری ز رخت بودم با خاطر خوش جانا / ودعت و اودعت فی قلبی اشجانا
دام سر زلفت را گر خیال بود دانه / صید تو شود دانم صد مرغ دل دانا
شد در قدح صهبا عکسی ز رخت پیدا / قد اشرقت الدنیا من کاس حمیانا
از میکده برگشتی بر مدرسه بگذشتی / شد در گرو باده دراعه مولانا
گفتم که به هجر از دل شوق تو شود زایل / فی الهجر مضی عمری والشوق کما کانا
صد کشته هجر احیا یابد به دمی هر جا / کز گلشن وصل تو بویی رسد احیانا
آن سرو سهی قد را شد خاک قدم جامی / ما ارفعه قدرا ما اعظمه شانا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.