جامی › شمارهٔ ۲۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را / که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را
کرشمه های غزالان مست می بخشد / فراغت از دو جهان عاشقان شیدا را
چه سود پند کسان چون نمی برد ز دلم / هوای قد دلارای و روی زیبا را
شرار سینه مجنون ز آتش لیلی / کباب ساخته همه آهوان صحرا را
سجود خاک درت بردنم تمنا بود / به خاک می برم امروز این تمنا را
به دیده سوی تو آیم که از سر پاکان / به رهگذار تو جا نیست بر زمین پا را
هلاک جامی دلخسته خواست آن کآراست / به شکل و شیوه سواران سرو بالا را