فروغ روی تو خورشید و مه بس است مرا / جبینت آینه صبحگه بس است مرا
مرا چه حد که شود ابروی تو محرابم / نشان نعل سمندت به ره بس است مرا
چه غم که شاخ امل غنچه مراد نداد / دلم که بسته ز خون ته به ته بس است مرا
حجاب شد سر زلف سیاه پیش رخت / همین علامت بخت سیه بس است مرا
به عشق کهنه که نو شد اگر گنه کارم / خط عذار تو عذر گفته بس است مرا
نگویمت گه و بیگه دلم نگه می دار / گهی ز چشم خوشت یک نگه بس است مرا
کنم به باده چو جامی دلالت صوفی / همین معامله در خانقه بس است مرا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.