آن که از حلقه زرگوش گران است او را / چه غم از ناله خونین جگران است او را
گو کله برشکن از ناز که در مسند حسن / منصب شاهی زرین کمران است او را
دیده دریاست مرا زان گهر پاک که جای / صدف سینه صاحبنظران است او را
شد مرا حال دگر از غم آن شوخ ولی / نظر لطف به حال دگران است او را
دی گذشت از من بد روز و دگر بازنگشت / وه که خاصیت عمر گذران است او را
خاک شد دیده غمدیده مجنون و هنوز / چشم جان جانب لیلی نگران است او را
پند تلخ پدران در دل جامی نگرفت / زانکه دل در کف شیرین پسران است او را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.