جامی › شمارهٔ ۸۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای تو را قد خوب و ابرو خوب و زلف و چهره خوب / بر زبان اهل دل نام تو محبوب القلوب
با لب نوشین تو زد لاف شیرینی نبات / مصریان از شهر خود کردند بیرونش به چوب
با تو هر کس را هوای دولت هم خانگی ست / خانه را اول ز گرد هستی خود گو بروب
با دهانت در میان دارد دلم سری نهان / لیس یدری سر قلبی غیر علام الغیوب
گفت با مجنون کسی کای در گناه عشق غرق / تب الی مولی جمیل العفو غفار الذنوب
گفت مجنون کز هوای عشق لیلی می کنم / توبه اما من هوی لیلی فانی لا اتوب
جامی امشب دوستان در رقص عشقند و سماع / رغم زاهد را تو هم دستی بزن پایی بکوب