جامی › شمارهٔ ۹۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای درت کعبه ارباب نجات / قبلتی وجهک فی کل صلات
بر سر کوی تو ناکرده وقوف / حاجیان را چه وقوف از عرفات
رفته آوازه قند تو به مصر / کوزه خود زده بر سنگ نبات
غم عشاق تو آخر نشود / انزل الله علیهم برکات
گر عبارت کند از میم دهانت / آید از چشمه میم آب حیات
می کشی هر طرف آن حلقه زلف / بس کن ای باد صبا زین حرکات
جامی از درد تو جان داد و نگفت / فهو ممن کتم العشق فمات