تو عید خلقی و قربانت آنکه مردم را / کشد به غمزه خون ریز چشم جادویت
اگر چه نیست درین عید رسم مه دیدن / نمی رود ز ضمیرم خیال ابرویت
گذشتم از هوس کعبه و طواف حرم / همین بس است مرا حج که بگذرم سویت
ز تاب هجر تو می سوختم بحمدالله / که سایه بر سرم انداخت سرو دلجویت
به ضبط مملکت دلبری گشادی دست / دعای خسته دلان باد حرز بازویت
برون خرام و مترس از گزند کز هر سو / هزار بنده چو جامی بود دعاگویت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.