جامی › شمارهٔ ۱۲۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

این چه رخسار و چه خط وین چه لب است / وین چه چشم خوش و خال عجب است
زیر لب نقطه بود رسم چرا / نقطه خال تو بالای لب است
طلب حسن عنایت ز رخت / بنده را غایت حسن طلب است
شکل بالای تو شیرین نخلی ست / که ز نوشین لبت آن را رطب است
بی تو تنها نه شب ماست سیاه / روز ما بین که سیه تر ز شب است
ناید از بی ادبان شیوه عشق / مذهب عشق سراسر ادب است
سگ این در نه کنون شد جامی / عمرها شد که همینش لقب است