مرا کار از غم عشق تو زار است / دلم رفته ست و جان نزدیک کار است
اگر از سینه پرسی دردناک است / وگر از دیده گویم اشکبار است
تو گشتی از قرار خویشتن لیک / مرا آن بی قراری برقرار است
به عذر عشق وامق را خطی بس / که عذرا را ز خوبی بر عذار است
مبر گرد از رخ زرد من ای اشک / کزان چابک سوارم یادگار است
درون صد خارخار از محنت هجر / که را پروای گلگشت بهار است
به درد درد و غم خوش باش جامی / که صاف عیش ما را ناگوار است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.