باز در بزم غمت نعره نوشانوش است / عقل حیران و خرد واله و جان مدهوش است
نرسد خسته دلان را ز تو جز نیش ستم / گر چه جام لب لعل تو لبالب نوش است
اشک گرمم ز تف خون دل آید در چشم / بس که در آتش شوق تو دلم در جوش است
کسوت خواجگی و خلعت شاهی چه کند / هر که را غاشیه بندگیت بر دوش است
بر سر بستر اندوه دهم جان آخر / چون مرا شاهد مقصود نه در آغوش است
می گذشتی و به خود زمزمه ای می کردی / عمرها شد که مرا لذت آن در گوش است
قصه عشق تو جامی ز کسان چون پوشد / چهره گویاست اگر چند زبان خاموش است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.